همانا خدا را بندگانى است که آنان را به نعمتها مخصوص کند ، براى سودهاى بندگان . پس آن نعمتها را در دست آنان وا مى‏نهد چندانکه آن را ببخشند ، و چون از بخشش باز ایستند نعمتها را از ایشان بستاند و دیگران را بدان مخصوص گرداند . [نهج البلاغه]
خانه | مدیریت | ایمیل من | شناسنامه| پارسی یار
رفتن من - دریای آرام دل
  • کل بازدیدها: 3276 بازدید

  • بازدید امروز: 3 بازدید

  • بازدید دیروز: 3 بازدید
  • پیوندهای روانه



  • درباره من


    رفتن من - دریای آرام دل
    مدیر وبلاگ : ماهی کوچولو[11]
    نویسندگان وبلاگ :
    ماهی کوچولو
    ماهی کوچولو (@)[0]


    تو اگر در طپش باغ خدارا دیدی همت کن ، و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است ... باد میرفت به سروقت چنار من به سر وقت خدا میرفتم ...
  • لوگوی من



  • جستجو در وبلاگ


  • اشتراک در وبلاگ


    نام:

    ایمیل:

     
  • دوستان دریایی ما

    محمد رهگذر
    افشین
    کلبه عاشقان(هادی و شیرین عزیز)
    دریا
    ژاله
    زهرا
    ستاره مرداب (فریاد)
    آه سرخ ( فواد)
    سفیر(هادی)
    مسافر شب(زلزله)
    گل کو
    آرشام
    امان
    بهار
    نغمه
    یه مهربون(طاهره جون)
    امیر
    اولین قلب آبی (مهران)
    آسمان نقره ای (حامد)
    باغ گل
    نوشته های یه پسر 19 ساله
    پسری به نام سگ
    دیوار
    .*رقیه جون *.
    گمنام(برف)
    بغض بارون ( محمد )
    دخترک اسفند ماهی ( محبوبه جون )
    مطرود
    اسرار سکوت ( ماریا)
    رنگ خدا 2 ( مجنون لیلی )
    عزیز برادر
    رویا نوردی ( آرتمیس )
    راه بازگشت ( یگانه )
    چشمه ی اشک ( ثمره )
    آبی مثله آسمون ( سعید )
    و دوباره بهار ! ( سعید )
  • لوگوی دوستان ما



  • مشاهده اوقات شرعی


  • + رفتن من
    ماهی کوچولو ( 18/4/1386 ساعت 8:36 ع )

     


    هیچکی از رفتن من غصه نخورد


    هیچکی با موندن من شاد نشد


    وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت


    بغض هیچ آدمی فریاد نشد


    وقتی رفتم کسی غصش نگرفت


    وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد


    دله من میخواست تلافی بکنه


    پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد


    وقتی رفتم نه که بارون نگرفت


    هوا صافو خیلی هم آفتابی بود


    اگه شب میرفتمو خورشید نبود


    آسمون، خوب میدونم ماهتابی بود


    دم رفتن کسی گفت سفر بخیر


    که واسم غریبو ناشناخته بود


    اما اون وقتی رسید که قلب من


    همه ی آرزوهاشو باخته بود


    چهره هیچکسی پژمرده نبود


    گلا اما همه پژمرده بودن


    کسایی که واسشون مهم بودم


    همه شاید یه جوری مرده بودن


    وقتی رفتم کسی غصش نگرفت


    وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد


    دله من میخواست تلافی بکنه


    پس چشه هیچکسی عاشقم نکرد



    شعر از خوانده
    مهستی


     
    * * * * * * * * * * * * * * * * * *


      
    پاو1ب: ( مامنم ، فرشته تولدم ... همه روزهات ،  مبارک و قشنگ . )


     پاوب2: ( ممنون از همه دوستایی که توی متن قبلی از نظر فکری کمکم شدن و اینقدر خوب سختی و مشکلات و پیش خودشون تعبیرو تحلیل کردن ... همیشه موفق باشین توی همه کاراتون ... )


    پاوب3: ( مرگ پایان کبوتر نیست )


     


     


     


     


     



  • صدف هاتو بنداز تو دریا ( )

    =============================================================

  • لیست کل یادداشت های کلبمون
    [15/11/1386- 5:19 ع] یاد خدا آرامش بخش قلب هاست
    [26/7/1386- 11:35 ع] خوبی و بدی کنار هم ...
    [10/7/1386- 12:25 ص] به نام حضرت دوست ...
    [10/5/1386- 12:1 ص] ذهن هوشیار و ناهشیار
    [25/4/1386- 12:8 ص] بایدی برای بودن ...؟!
    [18/4/1386- 8:36 ع] رفتن من
    [9/4/1386- 12:57 ص] وایسا دنیا ... وایسا دنیا ، من میخوام پیاده شم
    [24/3/1386- 3:27 ص] ... نمیدونم والا ...
    [12/3/1386- 1:49 ع] نقاشی بکش ...
    [1/3/1386- 11:35 ع] دوست میدارمت ...
    [26/2/1386- 1:33 ع] شروعی دوباره

    =============================================================